رشته علوم شناختی حیطه ای نو برای پرسش های کهنه

رشته علوم شناختی

رشته علوم شناختی حیطه ای نو برای پرسش های کهنه:

وقتی صحبت از معرفی رشته های مختلف می شود شاید اولین ذهنیتی که شکل می گیرد رشته های علوم پایه و یا ادبیات و علوم انسانی یا حتی رشته های  فنی باشد. حالا اولین تصویر ذهنی خود را نگه دارید و به این سوال جواب بدهید: ” رشته علوم شناختی را می شناسید؟” اگر پاسخ بله است که بسیار عالی ولی اگر پاسخ خیر است با ما همراه باشید.

پیش از معرفی رشته علوم شناختی، تعریفی کوتاه از خود علوم شناختی را با هم مرور می کنیم: پیش تر گفتیم علوم شناختی شاخه ای بین رشته ای است که از علوم مختلف بهره می برد و تلاش اساسی اش حل مساله “ذهن” است. اینکه مغز چگونه می تواند تفکر کند، چگونه رفتار های مختلف شکل می گیرند، کدام خطاها شناختی است ، مقوله اسرار آمیز حافظه و خاطرات و بی نهایت پرسش دیگر دغدغه های علوم شناختی را تشکیل می دهند. اما آیا این پرسش ها جدید هستند؟ از زمانی که افلاطون در تلاش بود تا فیلسوفان یونان باستان را متقاعد کند که “مغز” تنها کارش سرد نگه داشتن بدن نیست بلکه محل افکار است تا زمانی که دکارت و نیچه و شوپنهاور و ابن سینا و دیگر فیلسوفان برجسته از رازهای بی شمار ذهن پرده برداشتند تا کنون شناخت ذهن انسان همیشه سوال برانگیز بوده است. برای مطالعه بیشتر و آشنایی با تاریخچه این حوزه می توانید مقاله علوم شناختی از اوایل قرن نوزدهم تا به حال را مطالعه کنید.

امروزه با رشد فناوری، امکانات فراهم شده است تا به وسیله ابرازهای مختلف به طور تقریباً واضح  مغز را اسکن کرد و واکنش های نورونی آن را ثبت و مشاهده کرد و هر روز با یک شگفتی مواجه شد. پرسش های ناتمام، ابزار های مدرن و موج جدید توسعه دست به دست هم دادند تا رشته مستقلی با عنوان رشته علوم شناختی شکل بگیرد و فعالیت خود را ادامه دهد. رشته ای جوان که به پرسش های کهنه بشر جواب خواهد داد.

روش هایی که در رشته علوم شناختی کاربرد دارند:

از آنجا که هدف رشته علوم شناختی تنها به شناخت ذهن انسان محدود نمی شود بلکه تمام جانداران ذهنمند را در بر می گیرد (پدیده هوش مختص انسان نیست و علوم شناختی حتی رفتار گیاهان را مورد مطالعه قرار می دهد.) نیاز به روش های است که مطالعه، داده یابی و تحلیل ها را معتبر و ساده تر کند.

در اوایل قرن بیستم ” الکترو انسفالوگرافی ” راهی نوین برای این امر بود. این روش به قدری کاربرد داشت که محققین توانستند به سرعت بر پایه آن روش ها دیگری مانند: تحریک  مغناطیسی سلول های مغز، به کار گیری مادون قرمزدر طیف نگاری و ده ها روش تهاجمی و غیر تهاجمی دیگر را خلق کنند، این ابزار و شیوه ها به متخصصان رشته علوم شناختی اجازه می دهد که کنش و واکنش های افراد به هنجار و نابهنجار را مورد بررسی قرار می دهند تا رفتار ها و اختلالات را ارزیابی کنند و به این ترتیب نه تنها به شناخت بهتری از کارکرد ذهن دست پیدا می کنند بلکه می توانند به ساخت ابزارهای هوش مصنوعی و توضیح طرحواره برای ساخت انواع ربات ها کمک کنند. بنابراین با شناخت زیرسازهای نورونی انسان و دیگر جانداران رشته علوم شناختی به پیشبرد همه جانبه علم و سلامت جامعه خدمت می کند.

حالا که به طور خیلی مختصر با این رشته آشنا شدیم پیشنهاد می کنم منتظر مطالب بعدی درمورد این رشته جذاب و پرکاربرد باشید.

 

تهیه و تنظیم:هانا بهرامی

تحریریه شناخت مگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *