کریستوفر نولان با ایده های فروید جادوگری می کند!

بارها برایتان اتفاق افتاده که در خوابتان از پله یا از یک پرتگاه سقوط کنید، واکنش طبیعی مغزتان چه بوده؟ بیدار شده اید!

هیچ وقت متوجه نشده اید که رویایتان از کجا شروع شده!

جملات بالا را در نظر داشته باشید تا به استقبال فیلم inception برویم.

فارغ از تمام جنبه های داستانی فیلم، inception یک فیلم معنا گرای قوی به حساب می آید که بر پایه اندیشه های شناختی زیگموند فروید طرح ریزی شده است. نکات ریز اما مهمی که در فیلم وجود دارد میتواند ذهن هر بیننده ای را به خود معطوف کند و نتیجه ی این عطف چیزی جز کاشتن یک ایده در ذهن بیننده نیست! فیلمی که در مورد کاشتن ایده در ذهن یک شخص می باشد در واقع همان کار را با بیننده میکند با مکانیزمی ثابت اما با ابزار متفاوت.

باهم این مکانیزم را مرور می کنیم. کارگردان کدهایی را در فیلم قرار داده که از نگاه یک مخاطب تیز بین دور نخواهد ماند. به عنوان مثال برای انجام فرایند Inception یا همان «تلقین» اصلی ترین ابزار را «خواب» معرفی می کند. همانطور که می دانیم «خواب» یکی از ابزار های بارز فرایند هیپنوتیزم است. پس درواقع این ذهنیت را به مخاطب میدهد که آنچه در این فیلم با آن رو به رو هستیم به نوعی به هیپنوتیزم مرتبط می باشد. اگر نزدیک تر به فرایند هیپنوتیزم نگاه کنیم، به مکانیزم ساده ای بر میخوریم. مکانیزمی بر پایه ی distraction یا پرت کردن حواس. با ایجاد distraction شخص هیپنوتیزم شده به خواب فرو می رود و فرمان ها متعاقباً به او از شخص هیپنوتیزم کننده القا می شود که در ناخوداگاه هیپنوتیزم شونده جای می گیرد و تاثیر مناسب را بعد از بیداری روی او باقی می گذارد. اما برای تاثیر گذاشتن روی ناخوداگاه اشخاص، صرفاً distraction کافی نیست! غربالی به نام critical factor ما بین خوداگاه و ناخوداگاه وجود دارد که مانع از ورود بسیاری از ایده ها به ناخوداگاه می شود. سازوکار این غربال منطق است! یعنی اگر یک ایده با منطق شخص (خواه شخص از منطقی قوی برخوردار باشد یا ضعیف) سازگار نباشد اجازه ی ورود به ناخوداگاه را پیدا نمی کند. اما اگر یک اثر سینمایی صرفا یک تئوری روان شناختی را مطرح کند و هیچ حرفی از خود نداشته باشد چه ارزشی دارد ؟ اینکه آنقدر این فیلم مورد اقبال عمومی قرار گرفته یعنی مسلماً این اثر سینمایی حرفی برای گفتن دارد (هرچند که مستتر باشد).   بیایید کمی دقیق تر به فیلم نگاه کنیم ، این اثر یک آنتی تز بر تئوری هیپنوتیزم ارائه می کند و سازوکار غربال بین خوداگاه و ناخوداگاه را «عاطفه» معرفی میکند! در سکانس آخر فرفره ی درون گاوصندوق از تمام منطق ها بهتر عمل میکند و فرایند inception را به کمال می رساند.

اکنون کمی مصداقی تر به فیلم نگاه می کنیم.

هرخوابی معماری دارد، معماری که از زیر و بم خواب ها آگاه است، قوانین طبیعی را به خواست خودش بهم می ریزد، فیزیک دنیایش فقط و فقط متعلق به خود اوست و هرکس که در خواب او حضور دارد باید مطابق قوانین او رفتار کند.

نکته ی جالب توجه دیگر totem ها هستند (وسیله هایی کاملا شخصی برای تشخیص واقعیت از رویا) به نظرتان چرا این وسیله ها باید اینقدر شخصی باشند؟ واضح است! زیرا دنیای خواب ها شخصی است! هرکسی در خوابش وارد دنیایی می شود که فقط و فقط متعلق به خود اوست. سکانس تبعید و تعلیق neo در دنیای ما بین دنیای ماشین ها و انسان ها ( که با توجه به معنای لغوی واژه ی برزخ، بیجا نیست اگر آنرا برزخ بنامیم)،  ( سه گانه ی the matrix را به خاطر بیاورید) مرد سوزنبان قطار ها در آن فضای ایستگاه مانند خدا بود، چون آنجا را خودش ساخته بود به عبارت دیگر معمار آنجا خودش بود. معمار برزخ در سه گانه ی the matrix .

حالا برزخی که در inception معرفی شد را از خاطر بگذرانید!

درون مایه ی ایدئولوژیک این اثر سینمایی و فیلم ماتریکس تقریبا یکسان است، با این تفاوت که بخاطر پیچیدگی ادوات و ابزارات در سه گانه ی ماتریکس، کمی دور از ذهن به نظر می رسید (اگرچه ایده ای واقعا چالش برانگیز بود) اما در inception این فاصله کمتر شد. اما کارگردان این اثر پا را فراتر گذاشت و مخاطب را درگیر صرفا یک چالش ذهنی نکرد بلکه با استفاده از distraction های مناسب ایده های خود را به مخاطب القا کرد.

تمام احساسات در خواب بسیار واقعی حس میشوند (مثل درد، که مسلماً تجربه های مشابه را داشته اید) اما اگر در خوابتان بمیرید، بیدار می شوید، این جمله را از فیلم به خاطر دارید، دوباره به فیلم بازگردید، اگر خوابتان عمیق تر از حد معمول باشد(چیزی شبیه مرگ) چه اتفاقی می افتد؟ شما به واقعیت بر خواهید گشت!

آیا کریستوفر نولان، یک کارگردان با تسلط به علوم شناختی است؟ آیا فیلم دریچه های آینده دنیای علم را به مخاطب نشان می دهد؟ اگر واقعا کسی بتواند یک«فکر» را در ذهن شما بکارد، ترجیح می دهید چه ایده ای باشد؟

 

این سوالات و ده ها سوال دیگر نشان می دهد هر چقدر وارد دنیای فیلم شویم به مسائل متعددی برخورد می کنیم که هر کدام نیازمند صفحه ها تحلیل و بررسی است.

تهیه و تنظیم: هانا بهرامی

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

۱ Comment

  1. مقاله خوبی بود، امیدوارم از این مطالب بازم بذارین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *