• Homepage
  • >
  • علوم شناختی
  • >
  • اول بودن یا دوم بودن؟ دومین مردی که روی ماه قدم گذاشت که نام داشت؟

اول بودن یا دوم بودن؟ دومین مردی که روی ماه قدم گذاشت که نام داشت؟

اول بودن

در این مقاله که به قلم مهندس ایمان خاکساری نوشته شده است سعی داریم به مقوله اول بودن و احساسی که در ما ایجاد می نماید توجه کرده و به این سوال جواب دهیم آیا اول بودن همیشه درست است؟

در ادامه اصل مقاله را که از زاویه ای شناختی به مساله نگریسته شده است را می خوانیم.

از بین اعداد، آنچه  همیشه به ما حس برتر بودن را القا می کند “شماره یک ” بودن است.این قانون طبقه بندی اعتباری اولین بار از کجا آمده است؟ می بینید حتی ذهن من هم به دنبال پیدا کردن اولین ها است! حالا می خواهم از اتاق ذهن بیرون بزنم، کمی عقب تر بایستم و از بیرون به “شوق اول بودن” در بشر بپردازم.

چرا ما همیشه تلاش میکنیم اولین باشیم؟ نیاز برای اول بودن از چه چیزی سرچشمه می گیرد؟ دلیل خوشحالی و لذت ما از اول بودن چیست؟ تلاش برای اول شدن از چه زمانی شروع می شود؟ آیا اول بودن همان بهترین بودن است؟ چرا بهترین بودن برای ما مهم است؟

از ابتدای کودکی به ما آموختند “اول شدن” ارزش می آفریند. رد پای این تفکر را می توان در مسائلی مانند احترام به برادر یا خواهر بزرگتر نیز مشاهده کرد، که در آن اول قدم گذاشتن در دنیا ارزش و مقام به ارمغان می آورد. هر چند اخلاقیات حکم می کند این احترام وجود داشته باشد اما در جوامعی به صورت افراطی موجب از دست رفتن بعضی از حقوق مسلم کوچکترها نیز می شود.در مدرسه، هنگام بازی، دانشگاه، بزرگسالی و حتی در قدم گذاشتن روی ماه نیز اولین بودن مهم است به طوری که نام” نیل آرمسترانگ “به عنوان اولین فضانوردی که روی ماه قدم گذاشت بیشتر از باز آلدرین که چند ثانیه بعد از او این کار را کرد به گوش می رسد به راستی چرا اینقدر اولین بودن تمایز ایجاد می کند؟

 بشر به زمین آمد و طبیعت را به تسخیر خودش درآورد. موج های خروشان رودها با اولین قایق ها آمیخته شدند.اولین تبرها درخت ها را بریدند و اولین خانه ها ساخته شد. اولین شعله آتش، حیوانات درنده را دور کرد و صدای سلطه جوی آدم، اسب ها  را رام کرد. انسان در ذات همیشه به دنبال سلطه جویی بوده و این ویژگی یکی از دلایل بقای حیات انسان در طبیعت است.  انسان نخستین برای زنده ماندن نیاز به تسلط بر موجودات و محیط اطراف خود داشت تا غذایی به دست آورد و یا از خود در برابر خطرات محیط دفاع کند. همین تسلط بر محیط باعث بقا و گسترش نسل انسان شده است و به این ترتیب سلطه جویی و برتری یابی به یکی از اساسی ترین نیاز های انسان تبدیل شد.

علاوه بر این می توان به ذکر این نکته پرداخت که انسان به عنوان موجودی اجتماعی همیشه به دنبال تایید و تحسین سایرین می گردد. سیارک های شازده کوچولو را به یاد بیاورید:

اگزوپری  به ظرافت ولع عجیب تحسین برانگیز بودن را در ملاقات شازده کوچولو با فرد خودپسند به تصویر کشیده است. بهتر بودن تبدیل می شود به یکی از دلایل تحسین شدن که شکل غایی آن بهترین بودن است و این حس  تسلط بر همه را نشان می دهد.

به همین دلیل می شود رد شادی را در حرکات آکروباتیک دونده ای دید که زودتر از خط پایان مسابقه ای نفس گیر گذشته است. می توان میزان شادی او را در ارتفاع پشتکی که در هوا می زند یافت، که هر چه سطح مسابقه بالاتر پشتک او نیز بلند تر. یا حتی شادی فزاینده کسی که زودتر از بقیه زیر پست یک سلبریتی با افتخار می نویسید “اول” را در اموجی هایی که انتهای پیام میگذارد میتوان مشاهده کرد.

اما آیا شادی که یوسین بولت پس از اول شدن در المپیک از خود نشان می دهد با شادی ای که اولین کامنت دهنده از خود نشان می دهد قابل مقایسه است؟

چیزی که در جامعه مشاهده می کنیم این است که در گذر زمان، اول شدن که نشانه ای از  ارزش تسلط و برتری بود خود تبدیل به ارزش شده و از ریشه و علت منطقی خود دور شده است. این جدا شدن از علت و ریشه مفهوم اول شدن را به چالش کشیده و آن را در مواردی تبدیل به یک خطای شناختی کرده است. انجام دادن یک عمل و تلاش برای رسیدن به هدفی بدون داشتن علتی منطقی و موجه و فقط صرفا بر اساس الگوهای رفتاری جامعه به نوعی نشانگر عدم توانایی در حصول شناخت درست است.

در زمان جنگ جهانی دوم، نیروهای متفق در جنگ با ژاپن به جزیره ای دور از تمدن وارد شدند و اقدام به ساخت پایگاه هوایی کردند. انتقال اقلام به این جزیره از طریق محموله های هوایی یا فرود هواپیما انجام می شد. سربازان متفقین گاهی از محموله های خود مقداری مواد غذایی به بومیان می دادند.

پس از پایان جنگ و خروج نیروهای نظامی از منطقه، بومیان گروهی تشکیل می دهند تا با ساختن ابزارهایی از جنس چوب که شبیه به بی سیم و دیگر وسایل نظامی بودند  احتیاجات خود را از آسمان تامین کنند.

حال در دنیای قرن بیست و یکم نیز میبینم که گاهی تلاش برای اولین بودن و توجه به آن مانند شناخت اشتباه بومیان، در میان جامعه رواج پیدا کرده است. اما آیا  اول شدن همیشه مفهوم اشتباه و نامعقولی است؟

اولین بودن در مواردی مستحق داشتن ارزش بالاست. در رقابت های ورزشی اول بودن در مسابقه می تواند نشان دهنده تلاش سخت و توانایی بالای ورزشکار باشد و توجه به آن در چنین شرایطی کاملا سازنده و معقول می شود.

نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که حتی در چنین شرایطی اگر صرفا اشتیاق به اول شدن و بردن در ورزشکار عامل تلاش او باشد، می تواند او را از مسیر درست دور کند و به اشتباه بکشاند، زیرا هدف اصلی ورزش در ابتدا سلامتی انسان است.

این نوع تفکر حتی می تواند در سطح یک کشور گسترش یابد، چنانکه می بینیم دوپینگ گسترده ورزشکاران روسی برای المپیک منجر به رسوایی ملی برای  آنها شد.

این خطا در افکار ما زمانی که بهترین و اولین بودن کسب می شود، مانع رشد و پیشرفت می شود زیرا دیگر نیازی برای تلاش و بهتر شدن احساس نمی شود. در مواردی که رشد و پیشرفت در رقابت با خود و شکستن رکوردهای قبلی خود خلاصه می شود، تلاش برای بهترین بودن و توجه به دیگران به نوعی انتخاب اشتباهی برای زمین مسابقه است که به جای سود و فایده صدمات زیادی به بار می آورد.

در آخر باید گفت تعمیم دادن بهترین و اولین بودن به هر چالش و رقابتی، خطای شناختی هولناکیست که می تواند گریبانگیر اکثر جوامع شود. پس بهتر است گاهی به جای رقابت به کیفیت کاری که میکنیم توجه کنیم. شاید باز آلدرین الگو و قهرمان بهتری نسبت به نیل آرمسترانگ باشد.

تهیه و تنظیم: ایمان خاکساری

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *