آن کس که فــراموش کرد، نجات یافت‌! درخشش ابدی یک ذهن پاک

درخشش ابدی یک ذهن پاک

در ادامه تحلیل فیلم اینبار به سراغ فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک می رویم و با هم آن را بررسی می کنیم در صورتی که به این بخش علاقه مند هستید می توانید مطالب بیشتر را در این بخش مطالعه نمایید.

شاید این جمله معروف از نیچه را بارها شنیده باشید. اما آیا فراموش کردن، راهی برای نجات یافتن است؟
از زبان سینمای این نسخه، به طرح این موضوع و بررسی فیلم موفقی در این خصوص می‌پردازد.
میشل گوندری، کارگردان فرانسوی الاصل که دیدگاهی تقریباً نئوسورئال به فیلم دارد با فیلم‌نامه محکم و قابل تقدیر چارلی کافمن، که به معنای واقعی یک نابغه در فیلم‌ نامه ‌نویسی است.

فیلم ” درخشش ابدی یک ذهن پاک “( Eternal Sunshine of the Spotless Mind) را ساخت. او که پیش از این تنها کلیپ‌های آوانگارد ساخته بود در سایه کافمن توانست جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی و بهترین فیلم را از آن اثر خود کند.

فیلم از جنبه‌های متفاوتی می‌تواند مورد بررسی قرا‌ر گیرد، اما در این مطلب    سعی  دارم  به   موضوع “حافظه و عشق” بپردازم. با تعریف مفهوم حافظه شروع می‌کنم: بر‌اساس   آنچه    پروفسور  “رابرت کوته” در کتاب خود می‌نویسد، حافظه نوعی فعالیت ذهنی است که به ما امکان می‌دهد حالات خودآگاهی از قبیل لذات٬ دردها٬ تمایلات٬ خواسته‌ها٬ احساسات٬ دریافت‌های حسی٬ اندیشه‌ها و قضاوت‌ها را حفظ کرده و آنها را مجدداً در ذهن خویش بازیابیم.

حافظه امکان بازشناسی و مراجعه به گذشته را به ما می‌دهد. با این تعریف می‌توانیم بفهمیم که چرا مزه بعضی غذاها در حافظه چشایی‌مان مانده است یا یک ‌رایحه یک عطر چگونه ما را به لحظه‌ای خاص برمی‌گرداند.

اما همه خاطره‌ها لذت‌بخش نیستند و یادآوری برخی از آن‌ها آن‌چنان دردناک است که گاهی آرزو می‌کنیم کاش تمام این خاطرات عذاب‌آور در خواب اتفاق افتاده بودند و می‌توانستیم همه را فراموش کنیم.گاهی هم خاطراتی که یک روز بهترین خاطرات ما بودند یادآوری‌شان رنج به همراه داشته باشد.

درخشش ابدی یک ذهن پاک، کلینیکی به بیننده پیشنهاد می‌دهد که در آنجا دکتر هاروارد خاطرات افراد را پاک می کند. او با استفاده از نشان دادن اشیا، حافظه را وادار به بازیابی کرده و سپس “لکه‌های نورانی” مربوط به آن خاطره را از مغز محو می‌کند.

جیم کری و کیت وینسلت، با ظاهر و شخصیت‌پردازی بسیار متفاوت نقش‌های روبروی هم را در این فیلم بازی می‌کنند. جول با بازی اثرگذار جیم کری در نقش فردی خجالتی و بسیارکم حرف او را از برچسب کمدینی که همواره همراهش بود جدا می‌کند. کیت وینسلت هم که در نقش کلمنتاین، دختری سر‌ به هوا و پرانرژی را روی صحنه می‌آورد برای بازی متفاوتش نامزد دریافت اسکار شد و گلدن گلوب سال ۲۰۰۵ را از آن خود کرد.

شاید درخشش ابدی یک ذهن پاک ، جزو آن دسته فیلم‌هایی باشد که با یکبار دیدن کاملاً قابل درک نباشد. هرچند داستان موضوعی ساده دارد اما فلش بک‌های زمان، ذهن بیننده را گیج می‌کند. با این تفاسیر چارلی کافمن برای این مقوله هم راه‌حلی گذاشته است. او برای مخاطب سرنخ و کلید جا می‌گذارد. فیلم به درستی و ظرافت پیچیدگی‌های حافظه انسان را بررسی می‌کند.

صحنه‌هایی که جول به خاطرات کودکی‌اش برمی‌گردد و در آنجا خود را تحقیرشده و تنها می‌یابد به مخاطب کلیدی می‌دهد تا بفهمد چرا او در رابطه عاشقانه‌اش دچار مشکل شده است. در واقع جول بین ذهنش و دنیای بیرون دچار کشمکشی پیوسته است.

از دیگر سو، رنگ موی متفاوت و عجیب کلمنتاین کلید بعدی است که نویسنده در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. او در هنگام اولین دیدارش با جول موی سبز و براقی دارد. زمانی که با او وارد رابطه صمیمانه شده، موهایش را نارنجی کرده  و نهایتاً بعد از پاک‌کردن حافظه‌اش موهایش آبی کدر شده‌اند.

از آنجا که شخصیت زن داستان، فردی برونگرا و سربه هواست بیننده می‌تواند خط داستانی پر از کشمکش فیلم را با رنگ موی او طی کند. رنگ‌هایی که شاید رنگ روح او باشند.

زوجی که با وجود تمام تفاوت‌ها، حتی بعد از پاک‌کردن حافظه‌شان باز عاشق یکدیگر می‌شوند فیلم‌نامه را متهم به تقدیرگرایی کرد. اما من فکر می‌کنم همه انسان‌ها برای بقای رابطه‌شان نیاز به پاک‌کردن بعضی خاطرات دارند، اما عشق هرگز از ذهن و روح و حافظه انسان پاک نخواهد شد. دانشمندان زیادی در این خصوص نظریه‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند، اما هنوز تعریف واحدی از آنچه عشق می‌نامند ارائه نشده است.

امروزه می‌دانیم اگر مغز شخصی که عاشق است را با دستگاه‌هایی مانند ام.‌آر.‌آی مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید فعل و انفعالات مغز، ادعای آن‌ها را ثابت می‌کند. حتی در مواردی که فرد دچار آلزایمر شده است به یاد می‌آورد کسی را عمیقاً دوست داشته است.
این مستندات، به ما این باور را می‌دهند که به راستی می‌توان برخی چیزها را کاملاً فراموش کرد؟ یا سیستم شگفت‌انگیز حافظه هنوز آنقدر برگه‌های آس در آستین دارد که دنیای روانشناسی و علم را سردرگم کند؟

در پایان پیشنهاد می‌کنم حتماً “درخشش ابدی یک ذهن پاک ” را ببینید و امیدوارم از پیشنهاد شناخت مگ لذت ببرید.

هانا بهرامی

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *