چند خط مانده تا بهار

اسفند همیشه ماه غریبی بوده است. گاهی سرد و مه‌آلود و گاهی با هوای بهاری‌اش آدم را شگفت‌زده می‌کند.
انگار نه متعلق به زمستان است نه بهار او را به خود می‌پذیرد. اما در میان تمام دوگانگی‌اش، اسفند حال و هوای خاص خودش را دارد، که من را بر آن داشت سنجاقک این شماره از شناخت‌مگ را به این موضوع جالب اختصاص دهم.
تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا روز اول بهار برای ایرانیان تا این اندازه مهم است؟
بیایید با هم گپ و گفتی بهاری داشته باشیم.
در روایات و اسناد به جا مانده که مهم‌ترین آن‌ها شاهنامه فردوسی و آثارالبقایه است، “نوروز” بسیار ارجمند شمرده شده است.”
شیخ طوس، رزم جمشید و اهریمن و پیروزی روشنایی بر تاریکی را “اورمزد روز” می‌نامد و آن را طلوع نیکی و افول تاریکی می‌داند. جمشید چهارمین شاه پیشدادی آیین نوروز را برای ایرانیان به یادگار می‌گذارد. او آبادی و آسایش را برای مردمش به ارمغان می‌آورد و فرشته‌های مینوی را به وجود ‌می‌آورد.
افسانه‌های بسیاری درباره نوروز بر سر زبان‌هاست که در این مطلب کوتاه سعی می‌کنم بسیار خلاصه به آن بپردازم.
آمدن بهار و سبز شدن زمین برای نوع بشر همیشه نماد رشد و پیروزی و رفتن غم و اندوه و تابش شادی بوده است. در اوستا که کتاب مقدس زردشتیان است، خلقت آدم، روز اول بهار صورت گرفته است. از آنجا که آیین مسیحیت و زردشتی در تعامل مناسبی باهم قرار داشتند، پیروان زردشت میلاد منجی مسیح را روز اول فروردین می‌دانند. در برخی اسناد آمده است، زمانی سلیمان نبی نگین پادشاهی خود را گم کرد. پس از چهل روز و به شیوه‌ای معجزه‌آسا آن را پیدا می‌کند. آن روز اولین روز برج حمل یعنی عید نوروز بوده است.

نوروز، مثل هر عید و آیینی رسوم مخصوص به خودش را دارد. که صد البته هر کدام از این رسوم پیشینه‌ای هم دارند که در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازم. ایرانیان باستان باور داشتند در روز اول فروردین که جمشید به یاری اهورمزدا بر اهریمن پیروز شد و او را به خوابی چند هزار ساله فرو برد، ارواح درگذشتگان آزاد شدند و در این روز به دیدار افراد خانواده‌شان می‌آیند. بر این اساس، رسم نظافت آتشکده‌ها و منازل را بنا گذاشتند که امروزه به نام خانه ‌تکانی می‌شناسیم.

از رسوم جالب دیگر، دادن هدیه به اعضای خانواده و فامیل و دوستان است، که در نوع خودش بار مثبت عاطفی زیادی همراه دارد. هدیه دادن و هدیه گرفتن ارتباطات را مستحکم‌تر و در مواردی ترمیم می‌کند. از نظر روانشناختی، توجهی که از طریق هدیه دادن صورت می‌گیرد به مراتب بهتر از محبت کلامی است.
رسم دید و بازدید، سنت جالب دیگری‌ست که نه تنها در ایران بلکه در کشورهای دیگری مانند تاجیکستان، قزاقستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و …که نوروز را جشن می‌گیرند، انجام می ‌شود.
دید و بازدید نوروز، همیشه حس اشتیاق کودکی را در شخص من زنده می‌کند.

آن شور و شوق برای پوشیدن لباس نو و رفتن پیش اعضای دوست داشتنی فامیل که شاید ماه ها همدیگر را ندیده بودند. بوی خوش بهار کنار شیرینی های تازه مادربزرگ، نوستالژی رنگ و عطر و خاطره است.
همیشه فکر می‌کردم چرا هر انسانی برای آشنایان خودش دلتنگ می‌شود؟ مادربزرگم می‌گفت: خون، خون را می‌کشد.
آنوقت‌ها بچه بودم و معنای حرفش را به درستی درک نمی‌کردم. اما بعدها فهمیدم واقعاً این خون است که خون را می‌کشد. تحقیقات نشان می‌دهند که دیدار با آشنایان و به خصوص اعضای خانواده بر عملکرد حسی مغز افراد تاثیر مستقیم می‌گذارد. به این معنی که ما تمایل داریم به دیدن افرادی برویم که از نظر خانوادگی و حتی ظاهری شبیه ما باشند. اگر تاثیر ژنتیک را بر ظاهر افراد بپذیریم که البته اجتناب‌ناپذیر است، افراد میل بیشتری به دیدار اعضای خانواده خود دارند تا افراد غریبه‌ای که نسبت خونی با آنها ندارند. محققان، در مطالعه جالبی عکس افراد خانواده شرکت‌کنندگان را به آنها نشان داده‌اند و در همین حال از مغزشان ام.‌آر‌.ای تهیه کردند. نتیجه نشان داد که آن‌ها هنگام دیدن عکس اعضای خانواده‌شان واکنش احساسی ناخودآگاه نشان می‌دهند. پس مادربزرگم پر بیراه نمی گفت که خون، خون را می‌کشد.
امیدوارم این چند خط توانسته باشد فلسفه نوروز را هر چند مختصر برای شما عزیزان توضیح داده باشد. در پایان آرزو دارم بهار و سال دلپذیری پیش رویتان باشد.

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *