سلامت روان و معیارهای آن

سلامت روان

همانطور که از عنوان مطلب مشخص است در این مطلب سعی دارم به تعریف سلامت روان از دیدگاه های مختلف بپردازم. معیارهای سلامت روان را با شما مرور کنم و البته منتظر دیدگاه های شما هم هستم.

از نظر سازمان بهداشت جهانی،سلامتی محدود به سلامت جسمانی نیست بلکه در تعریف آن از “داشتن حس خوب” و ” سلامت روان” نیز نام برده شده است.

بنابراین متوجه می شویم جسم ما هرگز از روحمان جدا نبوده و نیست و سلامت هر دوی آن ها بهم وابسته است. شاید برایتان پیش آمده باشد  که برای دردی جسمی به پزشک مراجعه کنید و این جمله تکراری را بشنوید:درد شما ریشه عصبی دارد!” همین جمله ارتباط تنگاتنگ جسم و روح انسان را تا اندازه ای اثبات می کند.

روانشناسان درباره سلامت روان دیدگاه های متفاوتی دارند که در ادامه بعضی از مهم ترین این نظرات را باهم می خوانیم.

گوردن آلپورت،۱۸۹۸-۱۹۶۷

گوردن آلپورت،از روانشناسان پیشگام در امر شخصیت شناسی و صاحب تئوری “صفات” در باره شخصیت سالم و سلامت روان چنین می گوید : انسان سالم در سطح خودآگاه خود عمل می کند. به این معنا که بر آنچه انجام می دهد اشراف کامل دارد.

پس خودآگاهی و خودشناسی یکی از نشانه های سلامت روان در فرد است.از طرف دیگر،الپورت عقیده داشت شخصی که از سلامت روانی برخوردار است را می توان از هدف گذاری ها و میزان اشتیاقش برای زندگی و رسیدن به اهداف شناخت. پس نشاط درونی و انگیزه داشتن از دیگر شاخصه های سلامت روان محسوب می شود.

به بیان دیگر،انسان سالم هدفمند است. برای خود رویا دارد. ماجراجو و بانشاط است و همواره دوست دارد با تجربه های جدید به سمت بالندگی حرکت کند.

اریک فروم،۱۹۰۰-۱۹۸۰

اریک فروم،روانکاو برجسته آمریکایی-آلمانی تبار از بزرگترین نظریه پردازان روانشناسی ،سلامت روان را از منظری دیگر بررسی می کند.

او شخصیت انسان را محصول فرهنگ می داند.از نظر فروم سلامت روانی رابطه مستقیم با محیطی دارد که فرد در آن پرورش یافته است.بنابراین خاستگاه اجتماعی،خانواده،فرهنگ جامعه،سطح سواد اجتماع ،مذهب و دیگر فاکتورهای اجتماعی با میزان سلامت روانی فرد رابطه دو سویه دارند.

فروم در “هنر عشق ورزیدن” بر این نکته تاکیداساسی دارد که جامعه سالم،افراد سالم را در خود پرورش می دهد و این امکان را برای آن ها ایجاد می کند که به یکدیگر عشق بورزند،باهم در تعامل سالم باشند و بتوانند بدون فشار روانی حاصل از فرهنگ آزادانه زندگی کنند.

الفرد ادلر،از دیگر روانکاوان برجسته دنیا نیزاهمیت جامعه بر سلامت فرد را بسیار اساسی دانسته است و در این موضوع اشتراکات زیادی با اریک فروم دارد.

سلامت روان زیرساخت بیو شیمی دارد

از دیگر سو،متخصصان علوم تغذیه تاثیر تغذیه بر ویژگی های روانی انسان را تا حدی ثابت کرده اند. مطالعات آن ها نشان می دهد سلامت روانی محصول تعادل بین فعالیت های زیستی و الکتروشیمیایی مغز است. میزان تحرک جسمی،نوع آب و هوا،شرایط تغذیه ای و حتی میزان اشتها می تواند شاخصه های سلامت روانی باشند.

همینطور که می دانیم افرادی که از شیدایی و یا افسردگی رنج می برند اولین چیزی که در آن ها به طور مشهود تغییر می کند نوع غذا خوردن آن هاست.بی اشتهایی بیش از حد یا پرخوری بیمارگونه اولین نشانه های عدم سلامت روانی فرد است . پس پر بیراه هم نگفته اند که ” عقل سالم در بدن سالم است” .

انسان بحران زده،عدم سلامت روان

با مطالعه و تحقیق درباره نظریات بیشماری که دراین خصوص وجود دارد متوجه می شویم آنچه انسان بحران زده امروزبا آن دست به گریبان است بیماری های روانی متعددی ست که در بسیاری از موارد حتی خود فرد از وجود آن ها اطلاع ندارد.گاهی نمی دانیم سردردهای بی دلیل از کجا نشات می گیرند و نمی توانیم درست ریشه یابی کنیم.

تاکید بیش از حد روانشناسان درباره چگونگی تربیت کودکان و عدم تحقیر آن ها و حساسیت این دوره از زندگی فرد نشان می دهد ریشه بسیاری از بیماری های روانی در کودکی هر شخص نهفته است.

با اینکه انسان امروز واقعا دچار بحران سلامت روانی ست و این خبر بسیار ناخوشایند به نظر می آید اما خبر خوب این است که می توان با ترفندهای روانشناسی به رشد سلامت روانی خود کمک کنیم.

انسان سالم دیگر فردی نیست که از نقص عضو یا بیماری جسمانی بی بهره است بلکه انسان سالم فردی ست که روح سالمی نیز داشته باشد.بنابراین بهتر است همانقدر که به سلامت جسم خود اهمیتمی دهیم از سلامت روح خود نیز غافل نمانیم.

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *