خاطرات جهان را نگه دار!

خاطرات جهان را نگه دار!

تصور کنید در جهانی هستید که خبری از مشکلات روزمره نیست، همه چیز براساس قوانین ساده بنا شده است. معذرت خواهی امری طبیعی‌ست و از شما به خاطر هر کار کوچکی تشکر می‌شود!

جهانی که در آن نگرانی آینده وجود ندارد و همه چیز برایتان مهیاست.

این آرمان‌ شهر را “لوییس لوری”، نویسنده خیال‌پرداز و محبوب دنیای کتاب‌های نوجوانان در ۱۹۹۳ به تصویر کشید. کتاب به سرعت محبوبیت پیدا کرد به طوری که می‌توان گفت برای نوجوانان آن دهه تبدیل به نوستالژی شد.

 

اما “بخشنده” فقط مورد توجه فضای نشر کتاب قرار نگرفت. هالیوود مشتری دست به نقد این اثرگردید. محتوای جذاب و خیالی کتاب سبب شد فیلم‌نامه نویسان و کارگردانان زیادی تلاش کنند تا آن را به تصویر بکشند.

نهایتاً “فیلیپ نویس”، پس ازگذشت ۲۱ سال از چاپ کتاب توانست مجموعه‌ای از برترین‌ها را گرد هم آورد و یکی از موفق‌ترین فیلمنامه‌های اقتباسی را در تاریخ هالیوود ثبت کند.

جریان از آنجایی شروع می‌شود که پس از حادثه‌ای هولناک که زمین را مورد آسیب قرار داده است، اندیشمندان و بازماندگان جهانی ساختند که عاری از هرگونه بدی و غم و کشتار است. جهانی که در آن هر روز صبح ساکنان قبل از خروج از خانه مایعی را تزریق می‌کنند تا هرگونه رفتار آسیب‌زا مانند دروغ گفتن، آزار، توهین و … درونشان از بین رود.

 

دنیایی بی‌رنگ که تنها یک نفر قادر بود رنگ‌ها را ببیند. “جوناس”، قهرمان نوجوان داستان در روز جشن فارغ التحصیلی به خاطر این استعداد، شغل عجیبی را از ارشد جامعه (با بازی همیشه بی‌نظیر مریل استریپ) دریافت می‌کند.

 

او “نگهدارنده خاطرات” می‌شود. خاطرات، چیزی که بخش مهمی از زندگی هر فرد است حالا از ذهن همه افراد جامعه پاک شده است. اما چرا جوناس باید خاطرات قرن‌ها پیش انسان را در خود نگه دارد و بعد آن را به نفر برگزیده بعدی انتقال دهد؟ گاهی فکر می‌کنم جهان به سمتی می‌رود که ارزشمند‌ترین دارایی‌مان خاطرات هستند. آنقدر ارزشمند که باید آن‌ها را به نسل بعد اهدا کنیم.

آشنایی جوناس (با بازی خوب برنتون توایتس) با شخصیت “بخشنده”، که جف بریجز قطعاً بهترین انتخاب برای این نقش بوده است ماجرای فیلم را به سمت و سویی دیگر می‌کشاند. از آنجا که نمی‌خواهم قصه را کامل تعریف کنم به عهده خودتان می‌گذارم که تفکرات، واکنش‌ها و دغدغه‌های قهرمان نوجوان فیلم را دنبال کنید.

آنچه مرا وا داشت تا در بخش از زبان سینمای این نسخه از شناخت‌ مگ فیلم موفق “بخشنده ” یا “اهدا کننده” را به شما عزیزان معرفی کنم خط سیر تجربیات حسی کاراکتر اصلی‌ست.

جوناس لذت، درد، عشق و طیف وسیعی از احساسات را تجربه می‌کند. احساساتی که در جامعه آن‌ها منع شده اما بهترین و با استعداد‌ترین فرد را برای نگهداری و انتقالش انتخاب می‌کنند!

شاید همه ما یکبار هم که شده در زندگی تمایل داشتیم تمام خاطرات وتجربه‌هایمان را پاک کنیم. به احتمال بسیار زیاد بعد از این فکر، عمیقاً احساس کردیم حتی برای این کار عطش و ولع وصف ناپذیری داریم. اما به راستی انسان بدون خاطرات، تجربیات، احساسات و انتخاب‌هایش چه می‌تواند باشد؟

فیلم با ظرافت به این موضوع پرداخته است و شخصیت‌پردازی‌های درست در کنار دیالوگ‌های تاثیر‌گذار به موفقیت هر چه بیشتر آن کمک کرده است. فیلم “بخشنده” را شاید برای گروه سنی نوجوان ساخته باشند اما به جرات می‌توان گفت تمام سنین به تماشای آن نیاز دارند. پاسخ بسیاری از رویا‌پردازی‌ها، ترس ها و دغدغه‌های نسل‌های مختلف به طرزی هنرمندانه در فیلم گنجانده شده است.

استفاده از موسیقی مناسب و تکنیک‌های سینمایی به جا در این اثر سینمایی،”نویس” را به عنوان کارگردانی دقیق و نکته سنج معرفی می‌کند. هر چند بین کتاب‌خوان‌ها و فیلم‌باز‌ها بر سر بعضی جزییات محتوایی اثر بحث و اختلاف نظر وجود دارد اما در کل فیلم “بخشنده” نمره قابل توجهی بین عاشقان سینما به خود اختصاص داده است.

امیدوارم در این قسمت توانسته باشم فیلمی متفاوت با درون مایه روانشناختی و تخیلی را به شما عزیزان معرفی کنم. از این که “از زبان سینما” را می‌خوانید بسیار خوشحالم.

Previous «
Next »

۱ Comment

  1. فانتزی همیشه طرفدار داره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *