• Homepage
  • >
  • علوم شناختی
  • >
  • فرایندهای احساسی و شناختی در مغز ملت های فقیر و ثروتمند- قسمت دوم

فرایندهای احساسی و شناختی در مغز ملت های فقیر و ثروتمند- قسمت دوم

فرایندهای احساسی و شناختی

فرایندهای احساسی و شناختی در مغز ملت های فقیر و ثروتمند

فرایندهای احساسی و شناختی استدلال و تصمیم­ گیری تاثیرات مستقیمی بر نهادهای اقتصادی و سیاسی دارند (Mantzavinos, North, & Shariq, 2004). امروزه پژوهش ­ها در حوزهای مختلف علوم شناختی، با تمرکز بر الگوهای پردازش و بازنمایی اطلاعات، نقش اساسی و تعیین کننده­ای در آشکار ساختن فرایندهای زیرین تصمیم‌گیری و افزایش بازدهی برنامه­ های مختلف اقتصادی دارند. در واقع، این افکار و باورهای افراد است که به طور انباشتی مسیرهای تصمیم‌گیری و تحول نظام­های اقتصادی را در طول سالیان پی درپی تعیین می­ کند. بنابراین بدون فهم نحوه کارکرد تفکر و مدل­ های شناختی نمی‌توان درک درستی از تغییرات اقتصادی و سیاسی به دست آورد (North, 2005).

در محیط جدید جهانی، که از ویژگی­ های آن تغییرات ناگهانی، جریان سریع اطلاعات و افزایش رقابت است، توانایی­ شناختی نیروی انسانی، به ویژه رهبران و مدیران سازمان­ها، یک مزیت رقابتی و قابلیت استراتژیک محسوب می­شود (Calabrese & Costa, 2015). سازمان­ها و مدیرانی که ارزش استراتژیک سیستم شناختی را درک کرده ­اند، با پیش­بینی تغیرات و رفتار بازیگران مختلف، از تفاو­ت­ها و تنوع ها به منظور افزایش میزان دستیابی به اهداف و اثربخشی سازمانی استفاده می­کنند. در واقع، توسعه کسب و کار سازمان‌های اقتصادی وابسته به قابلیت‌های شناختی افراد است.  به عنوان مثال،  محیط زندگی مدرن معمولاً پر از محرک­های مزاحمی است که باعث حواس‌پرتی و آسیب به کنترل توجه می ­شوند و عملکرد شغلی را به چالش می­کشند. از این رو، بیشتر سازمان‌ها و نیروی انسانی، به جای پیش‌بینی و آماده‌شدن برای تغییرات، بیشتر وقت خود را صرف واکنش به اطلاعات بی­ربط و تغیرات غیر­منتظره می­کنند. بر این اساس، تقویت فرایندهای احساسی و شناختی مرتبط با توجه و پردازش هوشیارنه اطلاعات از نیازهای اساسی برای افزایش قدرت پیش­بینی و موفقیت اقتصادی است.

در مقاله نخست بر اساس مدل شناختی دانیل کانمن (Kahneman, 2011)، دو سیستم تفکر را در مغز انسان مورد بررسی قرار دادیم.

سیستم اول: سریع، خودکار، ناهوشیار، فراوان، شهودی و احساسی.

سیستم دوم: آهسته‌تر، ارادی، هوشیار، کم یاب، محاسبه‌گر و منطقی.

بر اساس ادبیات تحقیق در حوزه علوم شناختی، سیستم دوم همسو و منطبق با توانایی کنش­ های اجرایی (عملکرد اجرایی یا کنترل اجرایی) باشد. کنش های اجرایی از جمله توانایی ­های شناختی هستند که در انسان نسبت به سایر جانوارن رشد قابل ملاحضه ای داشته است. کنش­ های اجرایی باعث تنظیم و کنترل فرایندهای احساسی می­شوند و انسان را قادر می­سازند به طور هوشیارانه اطلاعات جهان بیرون، و یا جهان شناختی درون، را انتخاب و پردازش نماید و مطابق اهداف تعیین شده عمل نماید. هسته­ اصلی کنش های اجرایی عبارتند از: مهار [مهار پاسخ (خود کنترلی مقاوم در برابر وسوسه و مقاومت در برابر اقدام تکانشی) و کنترل تداخل (توجه انتخابی و بازداری شناختی)]، حافظه کاری و انعطاف پذیری شناختی (از جمله تفکر خلاقانه “خارج از جعبه”، دیدن هر چیزی از دیدگاه­های مختلف و سازگاری با شرایط تغییر به صورت سریع و منعطف) (Diamond, 2013)

در واقع، همان طور که قبلا اشاره شد، مغز به صورت پیش فرض تمایل دارد به صورت خودکار  و ناهوشیار (مبنی بر سیستم اول) به محرک های بیرونی وکنش نشان دهد اما کنش­های اجرایی توانایی پردازش اردای اطلاعات را به انسان می­دهد. به عنوان مثال، شاید بازی فوتبال دیشب به طور خودکار باعث خیال بافی و حواس ­پرتی دانشجویی در کلاس درس ریاضی شود اما توانایی کنش­ های اجرایی دانشجو را قادر می­سازد به طور ارادی، پردازش خودکار اطلاعات قبلی را سرکوب کند و، به اطلاعاتی توجه کند که در زمان کنونی توسط استاد گفته می­ شود. بنابرین، کنش­های اجرایی نقش حیاتی و مهمی در همه امورات زندگی انسان دارند.

بنابراین، افزایش توانایی کنش های اجرایی، که پردازش اطلاعات هدف یا مربوط به تکلیف را نسبت به اطلاعات غیرمرتبط افزایش می­دهد، از جمله اهداف بنیادین در توانبجشی شناختی است. تکنیک های و شیوه های زیادی برای تقویت کنش­های اجرایی پیشنهاد شده است. در مقاله حاضر به طور مختصر به معرفی ذهن آگاهی (Mindfulness) می پردازیم که  بر اساس پژوهش ­های انجام شده، می تواند در کوتاه مدت منجربه افزایش کنترل شناختی  و تنظیم احساسات تمرین کنندگان ­شود (Chiesa, Serretti, & Jakobsen, 2013).

ذهن آگاهی یک وضعیت هوشیارانه است که در آن افراد به شیوه ای پذیرا و بدون قضاوت به رویدادها و تجربه های جاری توجه می­کنند (Brown & Ryan, 2003). از این رو، ذهن آگاهی روشی مدرن برای فرار از خیالات و افزایش توجه در زمان حال است. شیوه­ های ذهن آگاهی شامل دو سبک هستند، سبک اول مدیتیشن توجه متمرکز، مستلزم تمرکز ارادی توجه روی یک شی که انتخاب شده است. سبک دیگر، مدیتیشن نظارت باز، شامل نظارت غیر واکنشی محتوای تجربه لحظه به لحظه است (Lutz, Slagter, Dunne, & Davidson, 2008). این شیوه اغلب همراه با برنامه ­های آموزشی که شامل سخنرانی، بحث و تمرین هستند برای محل کار نیز تطبیق داده شده اند (Hülsheger, Alberts, Feinholdt, & Lang, 2013).

پژوهش­های گذشته نشان داده اند که ذهن آگاهی و فرایندهای احساسی و شناختی باعث بهبود ثبات توجه (حفظ توجه بر روی یک هدف جاری با سرگردانی کمتر ذهن)، کنترل بهتر توجه (انتخاب اهداف مناسب را از بین یک فیلد از اهداف بالقوه)، و بهره وری توجه (استفاده اقتصادی و تخصیص منابع توجه) می شود (Good et al., 2015). به نظر می­رسد ذهن آگاهی با تقویت فرایندهای هوشیارنه و نفوذ در فرایندهای خودکار احساسی، از طریق توجه و انتخاب و ارزیابی محرک­ها، در نهایت به واکنش های احساسی پایین دست شکل می دهد (Killingsworth & Gilbert, 2010; Wadlinger & Isaacowitz, 2011).

     ذهن آگاهی با خلاقیت و تفکر همگرا و واگرا، بینش بهتر و حل مسئله، خود تنظیمی رفتار و عملکرد بهتر در محل کار مرتبط است (Glomb, Duffy, Bono, & Yang, 2011). به علاوه، ذهن آگاهی منجربه افزایش ظرفیت حافظه کاری می­ شود  که مثابه یک واسط کوتاه مدت برای نگه داشتن و پردازش اطلاعات عمل می­ کند. این اثرات گسترده ای ذهن آگاهی بر فرایندهای  فرایندهای احساسی و شناختی می­تواند در طیف گسترده ای از نتایج محل کار تاثیر داشته باشد. آموزش ذهن آگاهی در سازمان­های عمده­ای، از قبیل گوگل، Aetna، کلینیک Mayo، و ارتش ایالات متحده به منظور بهبود عملکرد در محل کار استفاده شده است.

فریدون ملائی
کارشناسی ارشد علوم شناختی- روانشناسی شناختی

منابع

Brown, K. W., & Ryan, R. M. (2003). The benefits of being present: Mindfulness and its role in psychological well-being. Journal of Personality and Social Psychology, ۸۴(۴), ۸۲۲–۸۴۸٫

Calabrese, A., & Costa, R. (2015). Strategic thinking and business innovation: Abduction as cognitive element of leaders’ strategizing. Journal of Engineering and Technology Management – JET-M, ۳۸, ۲۴–۳۶٫

Chiesa, A., Serretti, A., & Jakobsen, J. C. (2013). Mindfulness: Top-down or bottom-up emotion regulation strategy? Clinical Psychology Review, ۳۳(۱), ۸۲–۹۶٫

Diamond, A. (2013). Executive functions. The Annual Review of Psychology, ۶۴, ۱۳۵–۱۶۸٫

Glomb, T. M., Duffy, M. K., Bono, J. E., & Yang, T. (2011). Mindfulness at Work (pp. 115–۱۵۷).

Good, D. J., Lyddy, C. J., Glomb, T. M., Bono, J. E., Brown, K. W., Duffy, M. K., … Lazar, S. W. (2015). Contemplating Mindfulness at Work: An Integrative Review . Journal of Management , ۴۲(۱), ۱۱۴–۱۴۲٫

Hülsheger, U. R., Alberts, H. J. E. M., Feinholdt, A., & Lang, J. W. B. (2013). Benefits of Mindfulness at Work: The Role of Mindfulness in Emotion Regulation, Emotional Exhaustion, and Job Satisfaction. Journal of Applied Psychology March, ۹۸(۲), ۳۱۰–۲۵٫

Kahneman, D. (2011). Thinking , Fast and Slow (Abstract). Book.

Killingsworth, M. a, & Gilbert, D. T. (2010). A wandering mind is an unhappy mind. Science (New York, N.Y.), ۳۳۰(۶۰۰۶), ۹۳۲.

Lutz, A., Slagter, H. A., Dunne, J. D., & Davidson, R. J. (2008). Attention regulation and monitoring in meditation. Trends in Cognitive Sciences, ۱۲(۴), ۱۶۳–۱۶۹٫

Mantzavinos, C., North, D. C., & Shariq, S. (2004). Learning, Institutions, and Economic Performance. Perspectives on Politics, (۱), ۷۵–۸۴٫

North, D. C. (2005). Understanding the Process of Economic Change. North, ۷۹, ۸۵۹.

Wadlinger, H. A., & Isaacowitz, D. M. (2011). Fixing our focus: training attention to regulate emotion. Personality and Social Psychology Review : An Official Journal of the Society for Personality and Social Psychology, Inc, ۱۵(۱), ۷۵–۱۰۲٫

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *