حالت‌های ذهنی چطور دنیای شما را تسخیر کرده‌اند.

حالت‌های ذهنی چطور دنیای شما را تسخیر کرده‌اند.

سلام! این صدای مغز شماست که صحبت می‌کند. تعجبی ندارد. چرا که این حالت‌های ذهنی شماست که روزتان را می سازد. البته لازم نیست خیلی هم سختش کنید. کافیست بدانیم درون ذهنمان چه اتفاقاتی می‌افتد. کسب موفقیت در دنیای رقابتی این روزها بستگی به چیزی دارد که آن بالا، یعنی در لوب پیشین مغزتان می‌افتد. جایی که خلاقیت، توانایی حل مسئله و دیگر فعالیت‌های شناختی شکل می‌گیرند.

تحقیقی که ما به طور گسترده، در شمال آمریکا و ۴۸ کشور دیگر با استفاده از هزاران شرکت کننده انجام دادیم می‌گوید: ما حداقل در طول روز به سه یا چهار ایده نیاز داریم تا به حد متناسبی از پیشرفت در کارها برسیم. هر چیزی که کمتر از مقیاس قرار گیرد باعث می‌شود نتوانید آینده را آنگونه که می‌خواهید تغییر دهید.

خوشبختانه، هیچ چیز ساده‌تر از شناختن حالت‌های ذهنی و تغییر سریع آن‌ها نیست. به لیست زیر نگاه کنید. ما چهار حالت ذهنی و فکری اصلی که هم اکنون در شما فعال هستند را معرفی می‌کنیم. در ادامه راهکارهایی به شما ارائه می‌کنیم تا بتوانید به سرعت حالت فکری خود را عوض کنید.

حالت تدافعی:

یک حالت ذهنی‌ست که اغلب بر پایه ترس، خستگی و نگرانی به وجود می‌آید. معمولاً در این حالت احساس می‌کنیم ممکن است هر لحظه اشتباهی رخ دهد. اغلب اوقات ما به حس و حالمان اعتماد می کنیم. این تجربه گریزناپذیر همه انسان‌هاست. وقتی در حالت دفاعی فرو می‌رویم “میمون ذهن ما”(چیزی که بودایی‌ها نام‌گذاری کرده‌اند)، تمامی نیروهای منفی را به سمت ما جذب می‌کند و درون ذهن پچ ‌پچه ای از عذاب و دلمردگی ایجاد می‌کند. در این حال، ما تمام اتفاقات  بد گذشته را مرور و بازبینی می‌کنیم و مرتب به کارهایی که باید انجام دهیم، مجبوریم انجام دهیم و باید انجام می‌دادیم فکر می‌کنیم. حالت دفاعی در یک کلام استفاده منفی از قوه تخیل است. لاک دفاعی، کارخانه ایده‌پردازی مغز شما را خاموش می‌کند و در عوض بخش عملکردی را فعال می‌کند.

تاب آوری:

در این حالت ذهنی، اغلب پیرو حرکات هستیم. می‌خواهیم وضعیت موجود را حفظ کنیم. بی‌وقفه همه چیز را چک می‌کنیم. چندین کار را با هم انجام می‌دهیم و اغلب به طور اتوماتیک پیش

می‌‌رویم. در این حالت ذهنی، اگر ایده‌ای به مغزتان خطور کند، آن را سرکوب می‌کنید. دلیل

می‌آورید که اجرای این فکر غیر عملی است یا اینکه هیچ کس اعم از رییس شرکتتان، همکارتان، همسرتان یا شریک کاریتان آن را نمی‌پذیرد. صدای قضاوت‌گر ذهنتان مدام تکرار می‌کند:”این کار عملی نیست”،”همین الان هم کلی کار عقب افتاده داری و زمانی برای این ایده وجود ندارد”، ” رییس هرگز برایش بودجه در نظر نمی‌گیرد”. از دید اجرایی، این حالت ذهنی در اغلب مشاغل اجتناب‌ناپذیر است. بسیاری از مشاغل تابع قوانین و پروتکل‌های خاص خودشان هستند که تاب‌ آوری را افزایش می‌دهند. افزایش این حالت، باعث می‌شود خلاقیت به فراموشی سپرده شود.

ذهن رویاپرداز:

اگر الان در این حالت هستید ذهن خود را ببوسید!

شما دقیقاً در مسیر اجرایی کردن ایده‌هایی هستید که به مغزتان رسیده است. در این حالت مغز اندورفین ترشح می‌کند و نیروی کافی برای عمل کردن به شما می‌دهد. این حالت ذهنی بسیار ساده شکل می‌گیرد. ممکن است بعد از یک پیاده‌روی کوتاه در طبیعت به سراغتان بیاید و یا وقتی با دوستی قدیمی صحبت می‌کنید و او مشتاقانه به شما گوش می‌دهد و پاسخ‌هایی خوش‌بینانه و حمایت گر به سوالاتتان می‌دهد. حتی یک خبر خوش می‌تواند حالت‌های ذهنی شما را به این سمت تغییر دهد.

در حالت رویاپردازی، ایده‌های بکری به ذهنتان می‌رسد اغلب صدایی درون خود می‌شنوید که جمله‌ها را با این عبارت شروع می‌کند:” خیلی خوب می‌شد اگر…”

اگر مغز افراد را در این حال از آم آرآی بگذرانیم، بخشی از مغز که مسئول لذت بردن است، روشن می‌شود. ترشح دوپامین واضح است. شما در این حالت برای مدت کوتاهی هم که شده آینده را روشن می‌بینید با دنیا در صلح هستید و خوشحال به نظر می‌رسید.

ذهن فرصت طلب:

در این حالت ذهنی، کارخانه ایده‌سازی مغز در پرکار‌ترین حالت ممکن قرار دارد. ذهن فرصت طلب درست روی ذهن رویاپرداز سوار می‌شود اما یک شاخصه دیگر هم دارد: شما تنها رویایی را در سر نمی‌پرورانید بلکه میل شدیدی به اجرایی کردن ایده‌ها دارید. تا زمانی که نوآوری محدود به پیشنهاد دادن نباشد و از مرحله رویا به مرحله اجرا در بیاید می‌توان گفت از کارمان لذت می‌بریم و هر پاداشی برامان شادی بخش است.

وقتی مارتین لوتر کینگ رو به جمعیت گفت: “من رویایی دارم” او فقط خیال‌پردازی نکرده بود. آن تصویر واقعی از مردی بود که رویایش را ساخته است. ذهن فرصت طلب، حالتی‌ست که به فرد اعتماد به نفس می‌دهد، باعث می‌شود نیمه پر لیوان را ببیند. نگرش شما را به سمت عملی کردن فکرهایتان و موفقیت تغییر مثبت می‌دهد. شما در این حالت هر مساله و مانعی را به فرصت تبدیل می‌کنید. چالش‌ها را پشت سر می‌گذارید و به مشکلات غلبه می‌کنید. غیرممکن دیگر شما را عقب نمی‌راند بلکه می‌فهمید حتی درون کلمه “غیرممکن” یک “ممکن” وجود دارد.

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *