ذهن عملیاتی> ذهن تفکری

ذهن عملیاتی

ذهن عملیاتی> ذهن تفکری

تعادل برقرار کردن بین فکر و عمل چالشی‌ست که اغلب افراد با آن روبرو هستند. بیایید از خودمان شروع کنیم: چند ساعت زمان صرف فکر کردن می‌کنید؟ در مقابل چند ساعت را صرف عمل کردن کرده‌اید؟

با تمام احترامی که برای اهداف و برنامه‌ریزی‌های تئوری قائل هستم، باید بگویم گاهی بیش از حد در فاز برنامه‌ریزی می‌مانیم. اغلب مردم تحت تاثیر ایده‌های مختلف و جذاب قرار می‌گیرند اما برایشان سخت است که آن ایده‌ها را وارد لیست اجرایی کنند و به عبارت دیگر ایده را به طور عملی انجام دهند.

وقتی به “ذهن تفکری” خود بیشتر از “ذهن عملیاتی” بها دهید، نهایتاً یک دفترچه پر از ایده‌های اجرا نشده خواهید داشت. درصد زیادی از آنها هرگز قابل اجرا نیستند و گاهی اصلاً دوست ندارید به بعضی از آنها دوباره فکر کنید. گاهی هم ایده‌ای را تا ۱۰ درصد پیش برده‌اید. بعضی‌ها را نصفه و نیمه رها کرده‌اید و بعضی‌ها را هم کلاً به فراموشی سپرده‌اید. تمام این فرایند باعث می‌شود عادت منفعل بودن را کسب کنید.

“نتیجه” از آن کسانی‌ست که عمل می‌کنند نه کسانی که پیوسته دنبال کشف درست‌ترین راه برای رسیدن نتیجه هستند.

ذهن عملیاتی شما را معنا می‌کند.

توماس جفرسون می‌گوید: می‌خواهید بدانید چه کسی هستید؟ نپرسید! انجام دهید! این عمل شماست که شما را تعریف می‌کند.پس آنچه را که باید انجام دهید فورا انجام دهید. درمورد کارهایی که می‌خواهید به آن ها عمل کنید لازم نیست زیاد حرف بزنید.

“عامل” بودن در برابر “منفعل” بودن نیازمند قوانین دیوانه‌واری‌ست. فرایند”عمل کردن”، بسیار پرخطر است اما تنها کسانی که عمل می‌کنند به پیشرفت می‌رسند. اگر به اندازه کافی جسارت و تمرکز نداشته باشید هیچوقت نمی‌توانید از مرحله فکر و برنامه‌ریزی جلوتر بروید و کارتان را انجام دهید. فکر کردن زیادی باعث می‌شود بر نقاط ضعف خود متمرکز شوید و این شما را عقب می‌راند.

اگر واقعا قصد انجام کاری را دارید به دنبال دلیلی برای عمل کردن بگردید تا اینکه بخواهید با بهانه تراشی خودتان را متقاعد کنید که هنوز وقتش نرسیده و یا توانایی لازم را ندارید.

عادت “عمل کردن” را در آغوش بگیرید.

پیتر مارشال می‌گوید: کارهای کوچکی که انجام شده‌اند بهتر از کارهای بزرگی‌ست که فقط برنامه‌ریزی شده‌‌اند.پس بیش از حد برنامه نریزید و بیشتر عمل کنید!

فکر و برنامه‌ریزی برای هر‌کاری واجب و ضروری است. برای به موفقیت رسیدن بدون برنامه‌ریزی نمی‌توان کاری از پیش برد، اما برای موفقیت طولانی مدت حتماً باید به مرحله “انجام دادن” رسیده باشید. بنابراین اگر واقعاً چیزی را می‌‌خواهید مهم است که حرف را به عمل تبدیل کنید. وقتی انجام کاری را به تعویق می‌اندازید در واقع دارید یک صف طولانی از چیزهایی می‌سازید که ممکن است هیچگاه عملی نشوند.

دانستن این نکته ضروری است که متوجه باشید بدون “انجام دادن” هرگز به موفقیت واقعی نمی‌رسید. تمام مقاله‌های انگیزی جهان هم به شما کمک نخواهند کرد اگر وارد فاز عملیاتی نشوید. پس هربار مطلبی مثل این مقاله یا هر کتاب و مقاله دیگر در این خصوص را می‌خوانید. فوراً یکی از کارهای عقب افتادتان را انجام دهید. اصلا مهم نیست تا چه اندازه بزرگ باشد. شاید حتی تمیز کردن کمدی باشد که یک ماه است برایش برنامه ریخته‌اید.

فکر کردن درباره انجام کاری بسیار خسته‌کننده‌تر از انجام آن است.

درحقیقت، درست کردن لیستی از کارهای غیرضروری و بی‌اهمیت و انجام ندادن آن‌ها باعث می‌شود فشار عصبی زیادی را تحمل کنید. داشتن یک آلارم ذهنی که پیوسته یادآوری می‌کند کاری برای انجام دادن دارید که آن را به تعویق انداخته‌‌اید، در واقع باعث می‌شود نتوانید آن کار را درست انجام دهید. غرق شدن در کارهای بیشمار، بدون اینکه بدانید کدام یک در اولویت هستند، به معنای این است که در حقیقت هیچ‌کدام را تمام نخواهید کرد.

آنچه انجام می‌دهید اهمیت دارد:

دیل کارنگی می‌گوید: منفعل بودن، شک و ترس به بار می‌آورد و عمل کردن اعتماد به نفس و شجاعت. در خانه ننشین و فقط فکر کن، بزن بیرون و انجامش بده!

آیا هر کاری (هرچند جزئی)، برای رسیدن به هدفم انجام می‌‌دهم گامی برای پیشرفت برداشته‌ام؟

همینطور که دارید به این سوال فکر می‌کنید، این انتظار را داشته باشید که پاسخ آن انجام دادن یا تمام کردن کاری باشد که می‌توان ظرف سی دقیقه یا کمتر آن را به انجام رساند. هر گزینه ای الان به ذهنتان رسید را  بپذیرید و فورا انجام دهید!ذهن عملیاتی را تقویت کنید!

آن کار به ظاهر کوچک را با سرعت هر چه تمام‌تر انجام دهید. گاهی این کار باعث می‌شود وارد دریای عظیمی از انرژی شوید و بی وقفه کارهای بعدی را هم انجام دهید و تجربه “اثر گام اول” را حس کنید. اثری که باعث می‌شود کارهای بعدی ساده‌تر به نظر بیایند و خلاقیتتان را در سطح مناسبی نگه می‌دارد. شاید کمی تمرین نیاز باشد تا از این استراتژی برای انجام کارهایتان استفاده کنید اما مطمئناً سود بسیاری از آن خواهید برد.

هربار که می‌خواهید کاری را شروع کنید در واقع این نیروی جنبشی‌ست که شما را به حرکت درمی‌آورد. برای دریافت بهترین نتیجه، نیروی حرکتی مثبت تولید کنید. اصطلاحاً “تکانه هایی” که بر آن سوار هستید شما را پیش می‌راند و به موفقیت می‌رساند. انجام دادن نه تنها از فکر کردن راحتتر است بلکه به شما حس توانمندی، پیشرفت، اشتیاق، تکامل و اعتماد به نفس می‌دهد.

 

تحریریه شناخت مگ

 

 

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *