هر بازی، یک بازنده خواهد داشت!

هر بازی، یک بازنده خواهد داشت!

چند روز گذشته را با این فکر می‌گذراندم که کدامیک از فیلم‌های برتر سینمای جهان را با هم مرور کنیم. پس از زیر و بالا کردن چندین گزینه جمله‌ای که در عنوان نوشته‌ام توجه‌ام را به خودش جلب کرد: هر بازی، یک بازنده دارد!
همین جمله از نابغه عجیب و غریب ریاضی، جان فوربز نش، وادارم کرد تا از ذهن زیبا برایتان بگویم. همان فیلمی کهران هاوارد را برنده جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در سال ۲۰۰۱ کرد. آکیوا گلدزمن، با اقتباس درخشانشش از اثر سیلیویا ناسار توانست برای این اثر هنری برجسته اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی را دریافت کند.

جنیفر کانلی نیز برای بازی در نقش ” آلیشیا لارد” اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را با خود به خانه برد.
ذهن زیبا، روایتگر زندگی نابغه‌ای‌ست که می‌تواند به شکلی منحصر به فرد و خلاقانه روابط بین اعداد را کشف کند. دانش آموخته و استاد دانشگاه پریستون، با نبوغ عجیب خود تئوری‌های بی‌نظیر ریاضی را ارائه می‌دهد و در زندگی بی‌ظرافت خود روزگار می‌گذراند.
فیلم، در سه دوره داستان زندگی “جان نش”را بیان می‌کند. دوره اول زمانی‌ست که مخاطب مردی جوان، خشک،غرق در ریاضی با رفتار‌های نامتعارف را می ‌بیند. راسل کرو، بازیگر نقش ” جان نش” در این فیلم، که به حق می‌توان گفت بهترین انتخاب برای ایفای آن بود در این باره می‌گوید” زمانی که با جان نش واقعی دیدار کردم حرکات دستش برایم جالب بود مدت‌ها با خودم تمرین کردم مثل یک بیمار اسکیزو‌فرنی که پارانویید حاد دارد فکر کنم.”
راسل کرو، توانست به جای کاراکتر اصلی فکر کند، زندگی کند و واکنش نشان دهد. شخصیتی که بعد از آشنایی و ازدواجش با “آلیشیا لارد ” جوان، توهمات سابق ذهنی‌اش شدیدتر شد و از صحبت کردن با شخصیت‌های غیر واقعی ذهنش فراتر رفت.
اسکیزوفرنی، به حدی مغز جان نش را در خود حل کرده بود که از خود گذشتگی‌های مکرر همسرش نیز نتیجه‌ای نداشت و عاقبت بیمارستان روانی تنها جایی بود که می‌توانست نابغه بیمار را در خود نگه دارد.
ذهن زیبا به زیبایی توهم و واقعیت را مرزبندی می‌کند، وارد ذهن یک بیمار ریاضیدان می‌شود، آزاری که او از تخیلاتش می‌بیند را به تصویر می‌کشد و در صحنه‌های بی‌شماری مخاطب را بلاتکلیف می‌گذارد.
دوره بعدی زندگی جان نش، که تقریباً سی سال طول می‌کشد کشمکش او برای غلبه بر این بیماری وحشتناک است. زمانی که او با شخصیت‌های خیالی ذهنش برای همیشه خداحافظی می‌کند و دوباره وارد دانشگاه پریستون می‌شود.
جایزه نوبل را دریافت می‌کند ودر مصاحبه‌ای می‌گوید :” داشتن یک ذهن زیبا کافی نیست، بلکه این روح است که باید زیبا بماند. من نظریه “بازی ” را ارائه کردم و می‌دانم هر بازی یک بازنده خواهد داشت. در جنگی که بین ذهن و روح من در گرفته بود من ابتدا شکست خوردم. اما بالاخره توانستم برنده این بازی جانفرسا باشم. من فهمیدم که به مدد عشق می‌توان تقریباً هر کار غیرممکنی را انجام داد”.
فیلم ذهن زیبا، برای مدت‌ها در لیست بیست فیلم برتر جهان قرار داشت. توجه نویسنده به پیچیدگی‌های ذهنی یک نابغه بیمار باعث شد این اثر هنوز هم یکی از پر مخاطب‌ترین فیلم‌های جهان باشد. تدوین به جای فیلم، موسیقی اثر بخش آن و بازی بی‌نظیر بازیگران از دیگر نقاط قوت این اثر برجسته سینمایی ست.
اگر شما هم به دیدن زندگی نامه واقعی شخصیت‌های مشهور و صد البته به مسائل پیچیده روانشناسی علاقه دارید بدون شک تماشای ذهن زیبا برایتان خالی از لطف نخواهد بود. از زبان سینما، به شما پیشنهاد می‌دهد این اثر را مشاهده کنید و نظرات خود را با در میان بگذارید. بعد از گذشت تقریبا هفده سال از اکران فیلم، گاهی به این فکر می‌‌کنم که اگر واقعاً آن سازمان خبیث جاسوسی از ریاضیدان دیوانه داستان خواسته بودند آن عملیات فوق سری رمز گشایی را انجام دهد، چه اتفاقی می‌افتاد؟

 

تحریریه شناخت مگ

Previous «
Next »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *