ترس ،تعجب،خشم و انزجار هم در بازاریابی تاثیر دارند

ترس

ترس / تعجب از چیزی، باعث می شود به آن وفادار شوید.

اگر چه افرادی که مستعد اضطراب، ترس و افسردگی هستند  میزان فعالیت  قشر پیشانی قدام راست در آنان بیشتر است اما احساس ترس بیشتر توسط یک ساختار کوچک  بادام شکل در مغز به نام آمیگدال کنترل می شود.

آمیگدال به ما در تعیین اهمیت هر رویداد ترسناک کمک می کند و تصمیم می گیرد که چگونه ما  واکنش نشان دهیم(مبارزه یا جا زدن؟!) . اما ترس ممکن است باعث پاسخ دیگری نیز شود که به طور خاص  برای بازاریابان جالب خواهد بود.

تحقیقی در خصوص رفتار مصرف کنندگان نشان داد افرادی که حس” ترس” را هنگام تماشای فیلم تجربه کردند، وابستگی بیشتری به یک نام تجاری از خود نشان دادند تا آن دسته افرادی که احساساتی  از جمله  شادی، غم و اندوه و هیجان را به طور همزمان تجربه کرده بودند.

تئوری این است که وقتی ما میترسیم، تمایل داریم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذاریم – و اگر هیچ کس  در اطرافمان نباشد، حتی یک برند تجاری هم می تواند جوری به نظر برسد که برای اشتراک حسمان به آن وابسته  شویم. به این ترتیب ترس باعث تحریک مردم برای نشان دادن وابستگی بیشتر به نام تجاری می شود.

لی دان، در این خصوص می گوید:”مردم از طریق  ترس با دیگران تعامل می کنند. هنگام تماشای یک فیلم ترسناک آنها به یکدیگر نگاه می کنند و می گویند ” اوه خدای من!” و به این وسیله  ارتباط آنها افزایش می یابد. اما تحقیق ما نشان داده است وقتی در چنین شرایطی  دوستی کنار ما نیست، مصرف کنندگان به آن تبلیغ تجاری که در آن لحظه در دسترس آنها است  دلبستگی عاطفی پیدا می کنند.

خشم / انزجار ما را سرسخت می کند

و در حالی که خشم می تواند منجر به احساسات دیگر مانند تهاجم شود،  می تواند نوعی میل به سرسختی را نیز در انسان ایجاد کند.
در این خصوص  دانشگاه Wisconsin تحقیقی انجام داد که در آن از شرکت کنندگان تقاضا شد تا مطلبی درمورد معایب و مزایای نانوتکنولوژی را در وبلاگ مطالعه کنند محتوای متن برای همه یکسان بود اما گروهی از شرکت کنندگان کامنت های مودبانه داشتند و گروه بعدی کامنت هایی غیرمودبانه با بیانی تند را خواندند.

نظرات بی ادبانه، شرکت کنندگان را درچنین  موقعیت ذهنی قرار داد: این افراد که تصور می کردند مضرات نانوتکنولوژی کم است در مواجه با گستاخی دیگران خشمگین شدند و بر سردیدگاه خود ماندند در حالی که گروه دیگر دیدگاه خود را به سمت مخالف تغییر دادند.

نتیجه گیری این مطالعه به ما می گوید ایجاد حس خشم در مخاطب می تواند او را به برند مشخصی وفادار کند و البته این هنر بازاریابان است ک چگونه خشم کنترل شده ای را در مصرف کنندگان به وجود بیاورند اما تغییر جهت احساسات در مغز مقوله شگفتی است که می توان از آن برای پیشبرد اهداف مثبت تجاری  خود استفاده کرد.

احساسات رانه هایی هستد که مشتری را به سمت شما جذب می کنند به همین خاطر در دنیای مارکتینگ بهتر است به علم احساس شناسی مسلط باشید چرا که درک درست احساسات موجب می شود ما تنها یک محصول مصرفی را در وب،شبکه اجتماعی و دیگر ابزار مارکتینگ به اشتراک نگذاریم بلکه ما احساسی را که آن محصول به وجود می آورد به اشتراک خواهیم گذاشت.

تهیه و تنظیم: هانا بهرامی

تحریریه شناخت مگ

 

 

Previous «
Next »

1 دیدگاه

  1. خیلی خوب بود .مجله شناختتون رو هم خیلی دوست دارم.اگر مثال خارجی یا داخلی تبیلغات رو اضافه کنید مملموس تر میشه.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *